حسين زمانى

26

سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )

فدوى را موافق فرمان قضا جريان مىدادند و چند مجلس نيز خليل خواجه را طلب فرموده نهايت مهربانى و عزت به او كردند . در مدت توقف اين غلام چهار پنج مجلس حسب الاحضار ، درك فيض حضور ايشان را كرده ، فرمايشاتى كه از اولياى دولت قاهره شده بود در محلى خاص معروض داشتم . يك جبّه ترمه و پنجاه تومان نقد با پنج دانه فيروزه به خليل خواجه التفات فرمودند و اين غلام تداركى كه به جهت راه و راحله در هر مرحله ضرور بود از كرايه دواب و حمل اسباب ديده به تاريخ يوم سه‌شنبه پنجم شهر ربيع الثانى از ارض اقدس حركت و در يك فرسخى شهر كه قلعه خدربيك مشهور است منزل نموده و سبب نزول آن منزل آن بود كه جمعى تجار ارض اقدس كه به كرايه‌بار بسته بودند و كار داشتند دو روزى ما را معطل نمودند . انجام ناتمامى امورات آنها را داده بالاتفاق با تجمّل و اسباب از آنجا روانه شده . اسب و قاطر و شترى كه همراه اين چاكر ارادتمند بود ، بدين موجب است : اسب بيست و سه رأس ، قاطر چهار راس ، شتر مملوكى پانزده نفر ، شتر كه كرايه كرده بود چهارده نفر . كسانى كه همراه داشتم از هر جهت چهل و پنج نفر بودند . [ شكوه و شوكت دولت علّيه را ] « 1 » در اين ديدم كه به نوعى فلاكت كه مايهء هلاكت است بدان مملكت نرفته باشم . در روز حركت از قلعه خدربيك ، حاجى قاسم و حاجى ملا حسن و ساير تجّار دار الخلافه تا دو فرسخ به مشايعت آمدند و به شركاء خود هريك جداگانه مسطور داشتند ، كه در بخارا هرچه اين كمترين چاكر را از نقد و جنس ضرور شود قرض بدهند . منزل دويم قورغون كه چهار فرسخ است وارد گرديده تيموريها در آنجا به قدر دويست خانوار ساكن و به زراعت و رعيتى مشغولند . ريش سفيد و بزرگ آنها

--> ( 1 ) . در متن : شوكت دولت و شكوه شوكت علّيه را .